تبادل تجربه واستفاده از تجربیات ارزشمند همکاران

منوی اصلی

موضوعات

بدون موضوع (عمومی)
مقالات
کلاس های تقویتی
مسابقه ی علمی
رتبه های کلاسی نوبت اول مقطع راهنمایی
انتظامات مدرسه
اهداء جوایز به دانش آموزان برتر


تبلیغات

مدیران سایت
مدیر کل سایت
تبلیغات


آخرین ارسال های تالار گفتمان
عنوان پاسخ بازديد توسط

مقاله در باره ی مشارکت

به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

 

 

 

عنوان مقاله : مشارکت درآموزش وپرورش ، راهکارها وموانع آن.

 به مناسبت:  هفته پیوند اولیاء ومربیان

نام ونام خانوادگی نویسنده : سید مهدی حسینی

مدرک ورشته تحصیلی : کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

 زمان :  مهر ماه 1389

 آدرس : امارات – دبی – مجتمع آموزشی توحید پسران – معاونت راهنمایی

  ایمیل :  smh_5509@yahoo.com   

 

به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

 

 

 

عنوان مقاله : مشارکت درآموزش وپرورش ، راهکارها وموانع آن.

 

 

 به مناسبت:  هفته پیوند اولیاء ومربیان

 

 

 

نام ونام خانوادگی نویسنده : سید مهدی حسینی

 

 

 

 

مدرک ورشته تحصیلی : کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

 

زمان :  مهر ماه 1389

 

 

آدرس : امارات – دبی – مجتمع آموزشی توحید پسران – معاونت راهنمایی

  ایمیل :  smh_5509@yahoo.com   

 

مقدمه :    آموزش وپرورش  از مهمترين ، پيچيده ترين و اساسي ترين اموري است كه در زندگي انسان داراي نقش بسيار موثر مي باشد . فرزندان ما زماني از تعليم و تربيت موفق برخوردار مي شوند كه بين عوامل مختلف آن هماهنگي وانسجام همه جانبه وجود داشته باشد.  آموزش وپرورش  همزادبشر بوده وهست بشر درسايه يادگيري وتربيت خود راساخت , اعتلا بخشيد وفاصله خود را نسبت به ساير موجودات افزايش داد نياز هاي يادگيري وتربيت براي انسان ها درهيچ جا ومكاني وبراي هيچ قشر ومكاني تعطيل بردارنيست چراكه هم رشد وتوسعه ورفاه مادي وهم اعتلاوارتقاي معنوي انسان رابطه تنگاتنگ با آموزش وپرورش دارد در طول زمان وبا گسترش علم وتكنولوژي وبه تبع آن نگرش مردم ,آموزش وپرورش هم تحول ساختاري پيداكرده وهم تحول شكلي . گاها اهداف وبرنامه هاي  آموزش وپرورش  تغيير پيداكرده اند ودر هربرهه از زمان مشاركت به شيوه هاي مختلف پر رنگ يا كم رنگ گرديده است وبه جرات مي توان گفت كه درهيچ دوره اي مشاركت مردم درامور آموزش وپرورش  تعطيل نگشته است گرچه در فراز وفرود تاريخ پرنشيب وفراز كشور ما افت وخيز هاي فراواني داشته است. 1

درجوامع سنتي كه قدرت در دست رئيس قبيله بوده است مشاركت مردم به اجراي فرمان ها وانجام درست سنت ها آنچنان كه بزرگان قبيله دستور مي دادند محدود مي گرديد  اما در جوامع جديد فرصت هايي بوجود آمده تا مردم بتوانند با حضور در نهادهاي مشاركتي حضور يابند وبورت مستقيم در تصميم گيري ها وبرنامه ريزي ها فعالانه مشاركت نمايند

امروزه درتمامي كشورها وجوامع وزارت آموزش وپرورش به وزارت بنيادين ومحوري دولت ها تبديل شده وحقوق مردم درزمينه آموزش وپرورش به حقوق اساسي وپايه اي حقوق تبديل شده است حتي خانواده كه سلول آغازين جامعه راتشكيل مي دهد وتوليد نسل پاكيزه وهمچنين تعليم وتربيت آنها را درگذشته بردوش مي كشيد امروزه در سايه مقررات وقوانين خاص كه ديگر درحيطه حقوق خصوصي محسوب نمي شود درزمينه تعليم وتربيت فرزندان شان ملزم به قبول مسئوليت ها وتكاليفي گرديده اند كه مشاركت در آموزش وپرورش وارتباط دوسويه با خانه دوم فرزندشان از اين جمله است   مشاركت مفهوم تازه اي نيست اما بايد آن را با ديد ي نو نگريست اين اصطلاح مترادف همكاري نيست بلكه شيوه اي است از اداره امور , متناسب با نيروي جديد وقدرتمند فعال دنياي كنوني.2

اهميت وضرورت مشاركت : انسان متفكر قادر به تغيير درسرنوشت خويشتن است شهيد مرتضي مطهري مي گويد : درميان جاندارهايي كه زندگي اجتماعي دارند تنها انسان است كه زندگي متكامكلي دارد يعني خداوند موجودات ديگري راطوري خلق كرده است كه زندگي ثابت ويكنواختي دارند مثلا زنبور عسل كه يك جانداراجتماعي عجيبي است از دوهزار سال پيش كه دانشمندان در وضع زندگي او كتاب هانوشته اند تاامروز كه درباره آن مطالعاتي صورت گرفته است هيچ نشان نمي دهد كه اين مخلوق در وضع زندگي خودش تغييرات وتبديلاتي داده باشد وحال آنكه ازدوهزارسال پيش تاحالادرزندگي انسانها هزاران تغيير وتبديل شده است گرايش بسوي تكامل وترقي ازويژگي هاي قواي بشري است اين ويژگي تكامل تدريجي انسان رادرطول تاريخ فراهم كرده است . انسان بدون تكامل وتوسعه نيافته بينش وتجربه مناسبي براي حضور فعال درتصميم گيري سياسي خود وكشورش ندارد وبي تفاوت به گذران ايام مي پردازد براي او قانونمندي حريم شخصي واجتماعي ونظم پذيري ومشاركت معني پيدانكرده وانسان بعنوان يك موجود باارزش كه مي تواند درسرنوشت خود موثر باشد ومسير زندگي خود را با مشاركت در تصميم گيري تعيين نمايد ودر آن مسير حركت كند .بدون شك امروزه مشاركت جز لاينفك زندگي انسان بحساب مي آيد وهمه ي انسان ها ناچارند وارد اين مقوله گردند ودر جهت آن حركت نمايند.حضرت علي مي فرمايد ملازم جمع وجماعت باشيد كه دست قدرت خداوند با جماعت است وازتفرقه وجدايي حذركنيد كه انسان تك رو صيد شيطان است همچنانكه گوسفند جداشده از گله طعمه گرگ خواهد شد لذا درمشاركت واجتماع قدرت وشكوه وعظمت خداوند قراردارد ودر مشاركت قدرت وتوانايي وجلال وشكوه خداي بزرگ جلوه گر مي شود وزمينه رشد وپيشرفت درتمام ابعاد رافراهم مي آورد پس بدون مشاركت امكان توسعه وحركت به سمت پيشرفت ميسر نيست

 

 

 

                                  مشاركت از من ها , ما مي سازد   

 

 

مفاهيم مشاركت وانواع آن : ازمشاركت تعاريف متفاوتي شده است سالمون مي گويد : مشاركت فلسفه يا سبك مديريت سازماني است كه نياز وحقوق كاركنان راتشخيص مي دهد تابطورفردي يا جمعي , بامديريت درحيطه هاي فراسوي سازماني درگير شوند كه معمولا با تبادل نظر جمعي هدايت مي شوند .

مك گريگور معتقد است كه مشاركت فرايندي است كه باتفويض اختيار به معناي اساسي آن تفاوت اندكي دارد درحقيقت مشاركت يك مورد بخصوص ازتفويض اختيار استا كه زيردستان با توجه به مسيئوليت خود , كنترل وانتخاب بيشتري بدست مي آورند  

مشاركت را مي توان برحسب ميزان دخالت وحضور انسان ها در امور مربوط به خودشان طبقه بندي كرد اگر ميزان مداخله انسان ها در سطوح مختلف امور مربوط به خودشان از كمترين مداخله يعني مطلع شدن از آنچه قراراستدر مورد آنها يا براي آنها أنجام گيرد تابيشترين آن كه تصميم گيري واقدام جمعي است به چند نوع ومفهوم مشاركت مي رسيم كه با مشاركت انفعالي شروع مي گرددوبا  مشاركت بصورت خودجوش  ختم مي شود

1- مشاركت انفعالي : اين نوع مشاركت قرارگرفتن فرد در جريان آن چيزي است كه قرار است درموردآنها أنجام گيرد وآنها هيچ توان واختياري در مورد آن چيز , جز اجراي آن ندارند بعبارتي اين نوع مشاركت   نوعي اعلان يكطرفه است .

2-مشاركت خودجوش : اين نوع مشاركت همانطوريكه از نام آن پيدا ست مشاركت خودجوش وداوطلبانه است كه نقطه ي ايده آل درزمينه مشاركت است وجوامع به آن سمت درحركت هستند كه دربعضي ازجوامع درمقايسه با برخي ديگر موفق تر بوده اند  البته لازمه رسيدن به اين مرحله ازمشاركت , بسترسازي فرهنگي وتمرين كافي درخصوص مشاركت است كه نيازمند گذرزمان وايجادتغيير درنگرش ورفتار جامعه است  كه مردم بعنوان يك حق به آن نگاه كنند وآن راوظيفه خود بدانند وبا علم وآگاهي كافي دراداره امور مربوط به خود شركت كنند .

شوراها ومشاركت در آموزش وپرورش : قانون شورا ها آموزش وپرورش  از زمان هاي گذشته مطرح بوده است .اين قانون در قالب لايحه هيات دولت در سال 19/4/1348 دركميسيون آموزش وپرورش مجلس شوراي ملي وقت مورد بررسي قرارگرفت وپس از آن طي فراز ونشيب هايي بالاخره در 19/11.1348 درهشت ماده وچهار تبصره به تصويب مجلس شوراي ملي آن زمان رسيد البته طراحان وتصويب كنندگان قانون  شوراها در آن زمان داراي ديدگاهها واهداف متفاوتي بوده ا ند اما پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در ايران وگذر از بحران هاي جنگ سرانجام قانون شوراهاي آموزش وپرورش  درسال 1372 به تصويب رسيد و وزارت آموزش وپرورش  در سال 1374 اقدام به تشكيل شورا هاي آموزش وپرورش  در سطح استان ها وشهرستان هاي كشور نمود  شوراهاي آموزش وپرورش  گام موثري است درجهت مشاركت مردم در امر تعليم وتربيت فرزندانشان كه سرمايه ي آنهاست واهداف اين شوراها نهادينه كردن قانون , توزيع عادلانه امكانات با اولويت محروميت زدايي , ارتقاي كيفيت آموزشي , اعتلاي فرهنگ اسلام وتوسعه وتقويت روحيه مشاركت مردم ومسئولين وتفويض اختيار به مناطق وحركت به سمت سياست تمركز زدايي در امور آموزش وپرورش است . درزمينه مشاركت مردم در آموزش وپرورش در چند سال اخير علاوه برقانون شورا ها , تاسيس وگسترش مدارس غيرانتفاعي واهتمام وتوجه جامعه خصوصا خيرين مدرسه ساز صفحات درخشاني در آموزش وپرورش كشورمان گشوده شده است كه با گسترش آن وآميخته شدن با تعاليم اسلامي واهداف معنوي آينده نويد بخشي براي مشاركت در آموزش وپرورش  كشورمان خواهد بود آموزش وپرورش  ذات مشاركتي دارد وكمتر خانواده اي در جامعه امروز ما وجود دارد كه فردي از افراد خانواد ه اش بصورتي با نظام آموزش وپرورش  بي ارتباط بوده باشد . 

مدرسه محوري لازمه مشاركت در آموزش وپرورش : انسان موجودي است اجتماعي وبا تركيبي از نياز هاي مختلف كه ار ابتداي زندگي همراه انسان متولد مي شوند وبسياري از آنها درطول مراحل مختلف زندگي دچار تغيير وتحول مي گردند . مازلو در نظريه معروف خود تركيب خوبي از نياز هاي آدمي ارايه داده است كه اولين نياز در ابتداي نمودار, نياز زيستي ودر انتهاي آن نياز به خوديابي مي باشد بي شك آدمي به تنهايي قادر به ارضاي همه ي نياز ها ي خود نمي باشد وبه همين علت اجتماع وزندگي در اجتماع ومشاركت در امور اجتماعي را اختيار نموده است . مشاركت , فرصت هايي رابراي مردم فراهم مي آورد تامردم بتوانند درامور مربوط به خودشان دخالت كنند ودر تصميم گيري ها نقش داشته باشند .وقتي ساكنان يك محله , يك روستا يا كاركنان يك  مدرسه  فرصت مي يابند در تصميم گيري هاي مربوط به خود شركت نمايند هدف ها وراهكارهاي تربيتي ومديريتي مدرسه فرزندانشان رامشخص نمايند در تنظيم بر نامه ها نظر دهند ودر اجراي برنامه ها كمك كنند ودر اداره مدرسه در طول سال به صورتي فعالانه نظارت كنند ودر نهايت نتايج كار خود ومديريت مدرسه را ارزيابي كنند شيوه اي نوين در ادره مدرسه به سبك مشاركتي ايجاد نموده اند كه اعضا مدرسه را از خود مي دانند ودر حفظ وپويايي آن تلاش بيشتري مي كنند مشاركت , جوهر مدرسه محوري است در مدرسه  محوري همه ي عوامل درفرايند تعليم وتربيت سهيم ونقش آفرين هستند ومدير درراس مجموعه فعاليت هاي آنها را به شيوه مشاركتي هدايت مي كند اما متاسفانه امروز بسياري از مديران به ماهيت واهميت آموزش وپرورش مشاركتي پي نبرده اند حس مالكيت به بسياري ازامور مدرسه وكم حق د انستن ديگران درتصميم گيري از جمله آفت ها وآسيب هاي نظام آموزش وپرورش درحال گذر ماست پايه هاي نظام آموزش ما هنوز ريشه در سنت هاي آموزشي ديرين ومديريت كهنه وكم تحول دارد كه سياست مدرسه محوري با اين نگاه متفاوت است

مديريت مشاركتي لازمه ي مشاركت درآموزش وپرورش  : مديريت مشاركتي , يكي از اصطلاحات جديد مديريتي است كه مي كوشد تااداره امورسازمان رابراساس اصل مشاركت كاركنان پايه ريزي وهدايت نمايد اينجاست كه مديريت براساس اقتدارواختيار يك ياچند نفر كه براساس رابطه خطي بالا وپايين استواراست نيست بلكه بمعناي سهيم كردن ديگر افراددلسوز كه درفراگرد اداره كردن شركت دارند مي باشد از اين ديدگاه مديريت مي تواند از همه ي عامل هاي موجود دراختيار ارزش افزوده پديد آورد ازطرف ديگر وقتيكه افراد درتصميمات مربوط به خود ومدرسه خود شركت داده شوند نوعي مسئوليت رادرخود نسبت به مدرسه خود احساس مي كنند ودرراستاي تعالي وپيشرفت مدرسه گام برمي دارند

موانع مشاركت در آموزش وپرورش :

1-ساختارمتمركز آموزش وپرورش: بدليل گستردگي وپراكندگي آموزش وپرورش همچنين بزرگ بودن آن  , سيستم متمركز رابراي اداره اين نظام انتخاب نموده اند سيستم متمركز وغيرقابل انعطاف آموزش وپرورش يكي ديگر از موانع مشاركت است در نظام آموزشي ما محوريت با برنامه درسي ودستورالعمل هاي وزارتي  است كه بصورت ثابت براي تمام نقاط كشور بدون درنظرگرفتن تفاوت هاي فرهنگي , بومي وجغرافيايي ارايه مي گردد وميل به تمركز امور خلاقيت ورقابت صحيح را از افرادگرفته است بصورتيكه همه به رسيدن به حد معيني اكتفا مي كنند وهيچوقت درفكر رسيدن به حد مطلوب وايده آل نيستند.  كارايي  مدارس غيرانتفاعي وتمايل دولت به خصوصي كردن خدمات دولتي  نمونه خوبي براي اين ادعااست .اگردر ساختار سازمان ها در سده بيست ويكم وروش هاي انجام كار تغييراتي ايجادنگرددكشور قادر به استفاده موثر ازفرصت ها ومهار چالش ها نخواهد بود. لذا ضرورت دارد كه حركتي كه درآموزش وپرورش به سمت غير متمركز شدن  شروع شده سرعت بيشتري داده شود تا بااعمال مديريت مشاركتي  قشر سختكوش در نظام آموزش وپرورش كه عمدتا درقاعده هرم قرارگرفته اند درتصميم گيريها مشاركت داده شوند وبا ارائه نظرات مفيد وسازنده كه مبتني برتوانايي هاي محلي است گام هاي موثري درراه ارتقاي بهره وري واثربخشي نظام آموزشي  بردارند وبا عجين نمودن آموزش باتكنولوژي پيشرفته ونوظهور  حداكثر بهره رااز فرايند ياددهي يادگيري نصيب دانش آموزان ونسل هاي آينده نمايند.

2- موانع فرهنگي تحقق مشاركت  درآموزش وپرورش:

براي مشاركت بيشتر مردم در آموزش وپرورش  موانعي وجود دارد كه يكي از انها موانع فرهنگي است لزوم مشاركت مردم تن دادن به تغييرويه ها وروش ها ست تا فعاليت ها به بهترين شيوه أنجام گيرد واز بازدهي بالايي برخوردار باشد در اين راه مديران سطح بالا ومسئولين مدارس وحتي دانش آموزان دربرابر تغييرات از خود مقاومت نشان مي دهند وحاضر به استقبال از تغيير نيستند وعادت به روش ها وسبك هاي سنتي كرده اند كه كمترين ريسك متوجه آنهاست لذا ضرورت دارد با بستر سازي وروش هاي آموزشي در دانش ونگرش افراد مجموعه ودرگير با آموزش وپرورش تغيير ايجاد نمود تا به تبع آن در رفتار فردي وسپس در رفتارجمعي آن تغيير ايجاد شود كه در اين صورت افراد بصورت خودجوش دنبال  شيوه هاي نو مي گردند وآنها رااعمال مي كنند .مشاركت درمقابل استبدا دقرار مي گيرد جامعه ما به دلايل تاريخي ميراث خوار ساختاراجتماعي استبدادي است وبراساس رسوبات انديشه استبدادي عمل مي كند .

وجود فرهنگ سكوت كه نتيجه دهها سال حاشيه نشيني مردم ووابستگي آنها به دولت بوده است مانع فرهنگي ديگري است كه نيازمند كار فرهنگي است تا اين بينش از ذهن افراد جامعه پاك شود و خود راجداي از دولت ندانند ودربرابر صدمات وآسيب هايي كه به دولت وارد مي شود عكس العمل دلسوزانه از خود نشان دهند . در نظر بسياري از مردم اموال عمومي دولت بوده ونگهداري وپاسداري از آنها وظيفه اختصاصي دولت مي باشد ومسئوليتي متوجه آحاد جامعه نمي گردد كه ضرورت دارد اين يك رنگي ايجاد شود وفاصله بين دولت ومردم كاسته شود كه به حول خدا وبه بركت پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي اين فاصله كاهش پيدا كرده كه باز نياز به كمتر كردن آن هست .

3- نگرش مديران به مشاركت مالي بجاي مشاركت فكري : مشاركت فكري در نظام آموزش وپرورش بيش از هرنهاد ديگري داراي اهميت است چراكه كار آموزش وپرورش كلا پرورش فكر وساختن انسان هاي متفكر است درچند دهه ي اخير حركت هاي مناسب ومفيدي براي گسترش مشاركت مردم درزمينه آموزش وپرورش صورت گرفته كه يكي از آنها تاسيس انجمن اوليا ومربيان درمدارس است اما متاسفانه آموزش وپرورش نتوانست در ابتدا مجموعه خود را ازاهداف بسيار متعالي انجمن اوليا ومربيان ونقش اساسي آن در مشاركت  در امورمدرسه , آگاه نمايد ومديران ومعلمان هدف از تاسيس اين مجموعه را جلب كمك هاي مالب اوليا به مدرسه مي دانستند وبدون اطلاع از ظرفيت بسيار بالاي اين مجموعه , يكسويه حركت نمودند ونوعي بيزاري ومردم گريزي ايجادشد ومردم ديگر رغبتي براي حضور درمدرسه وشركت در تصميم گيري ها  نداشتند.

كم توجهي به مشاركت فكري درمقابل مشاركت وكمك هاي مالي آسيب بزرگي براي گسترش مشاركت مردم در آموزش وپرورش  بود چراكه نيازهاي ملموس وعيني بيش از مشاركت فكري براي مديران مدارس اهميت داشت كه ضرورت دارد مديران وبر نامه ريزان سطوح مختلف به جلب وجذب انديشه هاي كارساز وخرد جمعي توجه بيشتري بنمايند خرد در آموزش وپرورش بسيار مورد نياز است امروز انسان هاي خردورز وكاردان هستند كه چرخ هاي اقتصادي , اجتماعي وفرهنگي را مي چرخانند وثروت ملي راتوليد مي كنند امروزه دردنياي متحول , انسان ها به دنبال شكار انديشه ها ودانشمندان هستند وفعاليت هابي خود را فقط به دست آورد هاي مادي منحصر نمي كنند

نتايج وپيشنهادات  : 

1-بهتر است ساز وكارهايي فراهم گردد تا آموزش وپرورش از جهت گيري هاي سليقه اي غيرعلمي , سياست زدگي وروزمرگي آزاد شود.

2- بستر سازي مناسب براي ايجاد باور درمديران , كاركنان ومردم به مشاركت درامور مربوط به آموزش وپرورش ايجادگردد.

3- مديران بصورت انتخابي وبا ديدگاه مشاركتي تعيين شوند

4- مشاركت امري فردي , عاطفي وداوطلبانه است كه مبتني برارزش هاي مورد علاقه مشاركت كنندگان است لذابا بخشنامه ودستورالعمل نمي توان ديگران راواداربه مشاركت نمود لذانيازمند  ساز وكارهاي خاصي است كه افكارعمومي رابه سمت  مشاركت داوطلبانه سوق داد. 

5- كانون توجه مدارس گسترش مشاركت هاي فكري وتوان معنوي اوليا بجاي توان مالي آنها باشد.

6- لازم است درخصوص تغييرات درساختار آموزش وپرورش بمنظور افزايش انعطاف وحركت به سمت تمركززدايي اقدامات اصلاحي شتاب بيشتري بخود بگيرد

7- مشاركت خانواده هادرامور مدرسه  سبب مي شود آنها خودرادر موفقيت ها وشكست هاي مدرسه سهيم بدانند كه با موفقيت احساس افتخار وبا شكست احساس مسئوليت براي جبران مي كنند.

 

 

منابع :

1-   قاسمي پويا , اقبال . راه هاي حصول به مشاركت مردم درآموزش وپرورش. پژوهشكده تعليم وتربيت. تهران .1377.

2-   سام آرا , عزت الله .مباني نظري مفهوم مشاركت .  فصلنامه مشاركت تهران.1381 .

3-   مك لگان , پاتريشيا وكريستونل . عصر مشاركت . ترجمه مصطفي اسلاميه .دفتر پژوهش هاي فرهنگي .تهران 1380



1- قاسمي پويا . 1380

 

2- مك لگان .1380

موضوع : مقالات

11/12/1389 - 12:28:1

نظرات نظر دهيد! لینک ثابت

اطلاعات
خوش آمديد ميهمان

عضو شويد
ارسال کلمه عبور

آمار بازديد:
بازديد امروز : 20 نفر
بارديد ديروز : 20 نفر
بازديد هفته : 118 نفر
بازديد ماه : 135 نفر
بازديد سال : 3523 نفر
بازديد کلي : 35786 نفر
اعضای آنلاین : 0
میهمان های آنلاین : 24
تعداد اعضا : 8

آمار مطالب :
کل مطالب : 13
کل نظرات : 1

اخبار سایت

هیچ خبری در این قسمت وجود ندارد !


مدیریت وب سایت
Image and video hosting by TinyPic

لینک دوستان

تبلیغات و آگهی رایگان

مجتمع نمونه توحید پسران دبی

سرپرستی مدارس جمهوری اسلامی ایران درامارات


مطالب گذشته
15 مطلب اخیر :

لیست صفحات

نمایش صفحه ی 1 از 1 ( 15 نمایش در هر صفحه )